مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 17
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
كشم و جروننامه را به نام قدرى شيرازى معرفى كرده است . ديگران نيز به پيروى از او همين نظر را دادهاند . 3 در حالى كه در جنگنامهء كشم نامى از « قدرى » نيست و بنا بر دلايلى مىتوان گفت كه شاعر دو منظومه يك نفر نيست . 1 . چنان كه در شرح حال « قدرى » خواهد آمد او شاعرى درس خوانده بوده و با ادب و فنون شاعرى آشنايى كامل داشته است . حال آنكه جنگنامهء كشم شعرى عاميانه دارد . از نظر ارزش ادبى هر چند جروننامه بر آن برترى دارد اما باز هم به پاى اشعار قدرى شيرازى نمىرسد . 2 . سرايندهء جنگنامهء كشم نام جزيره قشم را به همان صورت اصيل و محلى آن « كشم » ضبط كرده كه اين نشان مىدهد از مردم نواحى جنوبى فارس بوده است . حال آنكه قدرى در جروننامه آن را به صورت متداول و ادبى « قشم » آورده كه نشان مىدهد اين دو منظومه از دو شاعر است . 3 . در جنگنامهء كشم علاوه بر اغلاطى كه ديده مىشود و از اديب و شاعرى چون قدرى شيرازى بعيد مىنمايد ، لغات و تعبيراتى به كار رفته كه خاص مردم نواحى جنوبى فارس است . مثلا خشم Kheshm به معناى درد و ناراحتى ( a 5 ) ، يرد Yord ( b 5 ) به معنى منزل و مسكن ، بى Bi ( b 6 ) به معناى بود ، خرد Khard بجاى خورد Khord كه در بعضى از نواحى گرمسيرى فارس استعمال مىشود ، گرفت geroft بجاى گرفت gereft ( a 24 ) كه آن نيز در بعضى از نواحى گرمسيرى فارس رايج است . همچنين واژهء نه بى neh Bi كه صورت تلفظ « نبود » در نواحى ساحلى بشمار مىآيد . موارد فوق بعلاوه دقت شاعر در بيان اماكنى كه جنگ در آنها رخ داده است - و اين به عكس اشارات آشفتهء قدرى در جروننامه است - نشان مىدهد كه جنگنامهء كشم سرودهء شاعرى بومى از گرمسيرات فارس است نه قدرى شيرازى . نكات ادبى « جنگنامهء كشم » در جنگنامهء كشم بعضى از لغات و اصطلاحات به نحو خاصى ضبط شدهاند . بعنوان مثال